شیطنت های رنگارنگ

امروز نهم عاشوراست، به عبارتی همون تاسوعا!افسوس

دیشب از فرط بی حوصلگی به سرم زد که برم مراسم عزاداری! نیشخند

راستش خیلی دل دل کردم، نمی دونستم می خوام برم اون جا چی بگم یا چی کار کنم ولی آخرش گفتم پاشم برم یه کم دعا کنم و به قول ........ امام حسین رو قسم بدم که به هم برسیم!خیال باطل

جاتون نخالی، رفتم اون جا ولی دو برابر دعا واسه رسیدن به ......، دعا کردم که هرچه زودتر از این مهلکه نجات پیدا کنم! کلافه آخه اون مجلس به همه چیز شبیه بود جز مراسم عزاداری! از یه طرف شبیه برنامه های تلویزیونی پرسش از شما، پاسخ از ما بود؛ از طرف دیگه به لطف بعضی خانمای بی کار و بی جنبه به مجلس غیبت و خنده و بی مزه بازی تبدیل شده بود! قهر

بنده به شخصه دیگه به هیچ قیمتی پامو توی هیچ مراسمی نمیذارم! فقط انصافاً چرا بعضیا یه کارایی می کنند که ما جوونا رو از هرچی مراشم مذهبیه فراری کنند بعد بگن جوونای این دوره دین ندارند!سوالخوب خواهر من، خودتون باعث بیزاری ماها از دین و مراسم دینی میشید! عصبانی

به حرمت همین شب و روزهای عزیز بیاید یاد بگیریم اول خودمون رو اصلاح کنیم بعد از دیگران ایراد بگیریم!

............ جونم قلب ببخشیدا، ولی دیگه به حرفت گوش نمی کنم! می خوای واسه به هم رسیدنمون دعا کنم باشه می کنم ولی تو خونه!

راستی فرا رسیدن تاسوعای حسینی رو به همتون تسلیت میگم!افسوس

لطفاً ما ( من و .... عزیزم ) رو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید!

ممنونلبخندبای بای

نوشته شده در شنبه ٥ دی ۱۳۸۸ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ توسط جوجوی شیطون نظرات ()


Design By : Pichak