یه عالمه دل تنگی

خیلی دل تنگم...دل شکسته

خیلی می ترسم...

وقتی به این که دیگه صدای گرمتو نشنوم فکر می کنم تمام بدنم می لرزه...گریه

وقتی این تردید لعنتی موندن و رفتن میاد سراغم دلم می خواد مرگمم باهاش بیاد...گریه

نمی خوام برم تا تو اسمم رو بذاری اون دختره ی بی وفا، اون رفیق نیمه راه...ناراحت

نمی خوام برم تا مجبور بشم همه ی دل تنگیام رو تو وجود خودم حبس کنم...گریه

ولی...

ولی نمی خوامم بمونم...نگران

نمی خوام بمونم تا هر روز بیشتر از دیروز بهت وابسته بشم و دوست داشته باشم...ناراحت

اگه اون فردایی که تو میگی با هم می سازیمش نیاد چی کار کنیم؟نگران

اگه اون جدایی که تو میگی حرفشم نزن و به خاطر آوردن اسمش باهام قهر می کنی، اومد چی؟گریه

اون وقت من با این همه عشق و علاقه چی کار کنم...؟چی کار کنم...؟دل شکسته

***

خدایااااااااااااااااااااااااا...خیال باطل

کمکمون کن، نذار این همه محبت بی حاصل بمونهافسوس...نذار...گریهگریه

 

/ 4 نظر / 9 بازدید
افشین

---------- درود بر شما ----------- [گل] فرخنده شب زایش خورشید بر شما خجسته و شاد باد... [گل] [گل] ایرانیان سی ام آذر ماه با جشنی شبانه با آخرین روز پاییز وداع میگویند [گل] منتظر ت هستم - خداوند نگهدار ایران باد ... [خداحافظ]