ساقی من کجایی؟

ساقیا پیمانه ای لبریز کن

هرچه داری در دهان سر ریز کن

ساقیا می ده که مدهوشم کند

بی خبر از حال و بی هوشم کند

ساقیا درد مرا درمان نما

جرعه ای می در دل و در جان نما

ساقیا محتاج درمان توام

در سرای دل نگهبان توام

ساقیا درمان دردم دست توست

این دل بشکسته ام در شصت توستدل شکسته

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
شما همتون دروغگویین

سلام. اتفاقی اومدم اینجا.اما خوشم اومد..لذت بردم. اگه دوست داشتی به منم گاهی سری بزن.[گل]

نسکافه داغ

شعر قشنگی بود . این دو بیت رو هم من تقدیمتون می کنم : از من سوخته آن یار نمی پرسد هیچ خبری زین دل افگار نمی پرسد هیچ او طبیب من و من خسته بیمار غمش چه طبیبی است که بیمار نمی پرسد هیچ . سبز باشید و سر بلند .[گل][بغل]